﻿var texts = new Array()

texts[1] = "يه روز دختره ميره پيشه باباش ميگه: بابا نقاشيم قشنگه؟ باباهه ميگه: آره دخترم. حالا بگو چی كشيدی؟ دختره می گه يه گاو با علف. باباهه ميگه: پس كو علفا؟ دختره ميگه: گاوه همشو خورده ! باباهه باز می پرسه: پس كو گاوه؟ دختره ميگه: گاوه علفاش تموم شد رفت"
texts[2] = "بنده خدا به پسرش شک می‌كنه، بهش ميگه: ها كن ببينم ، پسره ها می‌كنه ، بنده خدا می‌زنه زير گوشش و ميگه: كره خر، دختربازی می كنی؟"
texts[3] = "ميلاد مسيح و حلول سال نو ميلادی و آغاز تعطيلات كريسمس به شما و خانواده محترمتان هيچ ربطی نداره ، منتظر عيد نوروز باشيد"
texts[4] = "بنده خدا داشته قرصش رو می كرده توی باسنش!‌ بهش ميگن: قرص رو بايد از بالا بخوری ، اونی كه مال پايينه، شيافه ! بنده خدا ميگه: مي دونم، ولی اينو بايد قبل از غذا ميخوردمش، يادم رفت"
texts[5] = "الهی چوب بشی، تا پشمک بشم دورت بگردم"
texts[6] = "یارو جوراب می خره براش بزرگ بود ، می گیره جلوش پنبه می زاره"
texts[7] = "یه روز یه مرده عصبانی می شه و میاد تلویزیون رو خاموش می کنه ! زنش و بچه هاش که داشتن سریال می دیدن تعجب می کنن و می گن که چرا تلویزیونو خاموش کردی ؟ مرده می گه : آخه توی اون سریال زنه داشت با جارو برقی خونشو جارو می کرد ، مرده جلوی باد کولر گازی تلویزیون می دید ، دختره تو مایکروویو داشت یخ نون آب می کرد ، پسره جلوی کامپیوتر نشسته بود .... اینا رو داره تو تلویزیون خونه من نشون می ده ، آخه زن پول برقشو منه بدبخت باید بدم"
texts[8] = "اون بالاها نشستی نه سلامی نه احوالی نه تعارفی بی معرفت لااقل 2 تا نارگیل بنداز"
texts[9] = "یه سوال ! : گاو حسن که نه شیر داشت و نه پستون پس چه جوری شیرشو بردن هندستون"
texts[10] = "عزیزم از وقتی که رفتی خونه سوت و کوره ، همیشه تاریکه و دیگه نوری توش نیست . حالا که رفتی بگو ببینم چرا فیوزو با خودت بردی"
texts[11] = "مرده می ره آمپول بزنه دکتر می گه چپ بزنم یا راست می گه : آقای دکتر سیاسیش نکن بزن وسط"
texts[12] = "من از زندگی دو چیز مهم یاد گرفتم .............................................. الان یادم نیست ، یادم اومد بهت می گم"
texts[13] = "قاضی به دزده می گه : مرد حسابی آخه چرا از دیوار مردم می ری بالا ؟ دزده می گه : آقای قاضی به خدا در خونشون بسته بود"
texts[14] = "دایناسور نر به دایناسور ماده می گه : می یای بریم خونمون ؟ دایناسور ماده می گه : نه ، دایناسور نر می گه : همین کارارو کردی که نسلمون منقرض شد دیگه"
texts[15] = " معلمه سر کلاس می گفت که ما از نصل آدم و حواییم ... یه پسره می گه : آقا اجازه بابا ما می گه که ما از نسل میمونیم ! معلمه می گه : مسائل خانوادگی شما به خودتان مربوط است"


var ry = Math.floor(Math.random() * texts.length)
if (ry == 0) { ry = 1 }

document.write(texts[ry]);
